سوگنامه ی عشق

شاهنامه با عشــــــــق رقم می خورد...

خلاصه داستان سیاوش

یکی از شور انگیزترین و غم انگیز ترین داستان های شاهنامه ی فردوسی سوگ سیاوش است.

سیاوش فرزند کاووس، شاه خیره سر کیانی است که پس از تولد ، رستم او را به زابل برده ، رسم پهلوانی ، فرهیختگی و رزم بزم بدو می آموزد. در بازگشت ، سودابه ، همسر کاووس شاه ، به سیاوش دل می بندد اما او که آزرم وحیا و پاکدامنی و عفاف آموخته است ، تن به گناه نمی سپارد و به همین دلیل از جانب سودابه متهم میشود. سیاوش برای اثبات بی گناهی خویش از میان آتش میگذرد و از این آزمایش سرافراز بیرون می آید. پس از چندی ، (برای دور ماندن از وسوسه های سودابه و خیره سری های کاووس) داوطلبانه از جانب پدر برای مقابله با افراسیاب به سوی توران زمین می رود. افراسیاب گروگان هایی را به نزد او می فرستد و سیاوش صلح را می پذیرد. از دیگر سو ، کاووس از سیاوش می خواهد که گروگان ها را بکشد اما سیاوش نمی پذیرد و به توران پناه می برد. در آن جا با حریره ، دختر پیران ویسه (وزیر خردمند افراسیاب) و فرنگیس ، دختر افراسیاب ازدواج می کند. از حریره فرود و از فرنگیس ، کی خسرو زاده می شود. سیاوش دو شهر گنگ دژ و سیاوش گرد را در توران بنا می  نهد.

پس از مدتی به تحریک گریسوز ، میانه ی سیاوش و افراسیاب به تیرگی می گراید و سرانجام خون او در غربت و بی گناهی ریخته می شود

 

 

           

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 13:17  توسط فاطمه گودرزی  |